مرتضى مطهرى

477

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اصول موضوعه در فلسفه : در مقالهء 1 آنجا كه رابطه فلسفه [ و علوم ] را بيان مىكرديم به نيازمنديهاى علوم به فلسفه و همچنين به نيازمنديها و استفاده كردن‌هاى فلسفه از علوم اشاره كرديم و گفتيم كه فلسفه خواه ناخواه نتايج تحقيقات علوم را مورد استفاده قرار مىدهد . آن نتايج علمى به منزلهء مواد اوليه‌اى است كه در اختيار فلسفه قرار داده مىشود و فلسفه از آن مواد اوليه حقايق كلى فلسفى مىسازد . اصول موضوعهء فلسفى عبارت است از همان موادى كه علوم در اختيار فلسفه قرار مىدهد و البته همواره ضمانت صحت و سقم مواد به عهدهء علم است و فلسفه نمىتواند صحت و سقم مطلق آن حقايق فلسفى كه از مواد علمى تهيه شده تضمين كند . عليهذا هر استدلال فلسفى كه متكى به مواد علمى باشد درجهء صحت و استوارىاش تابع درجهء صحت و اعتبار آن مسألهء علمى است ، به خلاف استدلالات فلسفى خالص كه بر پايه بديهيات اوليه و اصول متعارفه قرار گرفته كه فلسفه مىتواند صحت مطلق آنها را تضمين كند . لهذا آن قسمت از مسائل فلسفى كه مبتنى بر قبول مسائل حسى و تجربى يا حدسى و تخمينى طبيعيات و فلكيات بوده يا هست با تجديد نظرهايى كه در مسائل طبيعى و فلكى شده و مىشود مورد تجديد نظر قرار گرفته و خواهد گرفت . يكى از قسمتهايى كه فوق العاده لازم است مورد بررسى قرار گيرد همانا تفكيك مسائل فلسفى خالص از مسائل متكى به علوم است و تا كنون ديده نشده كه كسى در صدد اين تفكيك و تجزيه بر آيد و اينجانب در نظر دارد كه پس از آنكه با دقت همهء آن مسائل را از يكديگر تفكيك كرد در محل مناسبى بيان نمايد ؛ آنچه مىتواند در اينجا بيان كند همين قدر است كه مسائل عمده‌اى كه در فلسفه هست و به منزلهء ستون فقرات فلسفه به شمار مىرود از نوع مسائل فلسفى خالص است و فقط قسمتى از مسائل فرعى علت و معلول و قسمتى از مباحث قوه و فعل و حركت و بعضى قسمتهاى فرعى ديگر است كه خواه و ناخواه متكى به نظريه‌هاى علمى بايد بوده باشد و در حقيقت مسائلى كه مربوط به شناختن جهان هستى از جنبهء كلى و عمومى است مثل مسائل وجود و عدم و ضرورت و امكان و وحدت و كثرت و علت و معلول و متناهى و نامتناهى و غيره جنبهء فلسفى خالص دارد . در سيستمهاى فلسفى حسى اصول نظريه‌ها مبتنى بر همين اصول موضوعه است ، بلكه گاهى بر فرضيه‌هاى غير قطعى كه